تبليغاتX
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

مقدم تمامی دوستانم را به این کلبه کوچک خوش امد میگم

تقدیم با عشق

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 شهریور1389ساعت 23:45  توسط علیرضا  | 

کسی را دوست میدارم ولی


 برای عزیز ترین یاور لحظه هایم،

               در غریبانه ترین لحظه تنهایی خویش،

  چشم هایم را تقدیم می کنم؛

               تا هیچگاه به پاکی دوستیمان شک نکند..



بی تو یک روز در ایـن فاصــله ها خواهـــم مرد

مثل یــک بیت ته قافیه ها خواهـــم مرد

تــو که رفتی هــــمه ثــانیه ها ســـــایه شدنـد

سایه به سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد

شــعله هـــا بـی تــو ز بی رنـــگی دریـــا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گـــم شـــدم در قـــدم دوری چشـمـــان بـــهـار

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد1389ساعت 22:34  توسط علیرضا  | 

دستمال او

ك شب دستمال او پيش من ماند. موقعي كه رفتم بخوابم ، با من به

رخت خواب آمد; و وقتي كه خواستم به خاطرش گريه كنم ، زير چشم ام قرار

گرفت



خيلي وقت از آن روزگار گذشته است...

دستمال ، اشك مرا با آن كه فراوان و بي مقدار است ، هم چنان در خويش

حفظ كرده است . - اما او، همان نخستين روزها، عشق مرا با آن كه پربهاست

و به هر كس نمي رسد، سرسري گرفت و پا بر سر دل ام نهاد!



افسوس كه او با همه ي خوش گلي بي مقدارتر از يك دستمال كوچك

ابريشمي بود، و به عشق بزرگ من ارزش چند قطره اشك را نداد

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مرداد1389ساعت 0:11  توسط علیرضا  | 

عشق یعنی این

  عشق يعني رسم و دل برهم زدن 

 

       عشق يعني با گلي گفتن سخن

 

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 

عشق يعني جام لبريز از شراب

 

عشق يعني تشنگي يعني سراب

 

عشق يعني هرزمان تنها شنيدن نام او

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 17:7  توسط علیرضا  | 

گک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 15:58  توسط علیرضا  | 

گریه های یواشکی

  بازشب است وبی قراری باز شب است وگریه پنهانی

اشکهایـم تمام صفـه ها راگرفـت

بگو پس امشب تو کجا مهمانی

ازگریه ومعذورم مکن ازناله اندودم نکن بگزاربازبنویسـد

دلم بازمغموم مکن درد دلم را وامکن غم با دلم مهمان نکن

ابرک ببارتا کم کنم غم راتومهمانم نکن

باران ببارابرک بنال دردم بدان تا کم کند فریادواه

من مسکینم امشب با تودل غمگین وسردرگریبانم نکن

اشفته حالم را ببین ازدربران اه تودل

دل راچراغانی کنیدعشق راپنهانی کنید اشک رامیزبانی کنید

ازبهرچه نالان شدم باهرکسی هم پیمان شدم

پیمان شکستن را زجان برتن کنم من بی امان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 دی1387ساعت 21:7  توسط علیرضا  | 

دخترهای خوشکل بیایین جلو تولد منه

        سلام دوستان من

 

کریسمس مبارک امیدوارم سال

 

میلادی خوبی را بگذرانید

 

منهم ۲۵/۱۰/۱۳۸۷تولدم هست

 

منتظر کادوهای شما هستم

 

دوستون دارم

+ نوشته شده در  جمعه 13 دی1387ساعت 8:35  توسط علیرضا  | 

داریوش

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 6:10  توسط علیرضا  | 

خدانگهدارت هر کجا هستی

 

بارون

پشت این پنجره ها وقتی بارون می باره

وقتی آهسته غروب تو خونه پا میزاره

وقتی هر لحظه نسیم تو یه باغچه ها می یاد

توی خاک گلدون ها بزر حسرت می کاره

وقتی شبنم می شینه رو غبار جاده ها

وقتی هر خاطره ای تو رو یادم میاره

وقتی توی آینه خودمو گم میکنم

می دونم که لحظه هام رنگ آبی نداره

تازه احساس میکنم که چشام بارونیه

پشت این پنجره ها داره بارون می باره

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 23:13  توسط علیرضا  | 

زیادی عاشقت شدم

اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش

                         اگه نگام گم میشه توشهر چشات منو ببخش

منوببخش اگه شبا ستارها رو میشمارم

                        اگه همش پیش همه بهت میگم دوستت دارم

 منو ببخش اگه برات سبدسبد گل میچینم

                         منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب میبینم

منوببخش اگه تو رو می سپارم دست خدا

                       اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

                        تو یک فرشته ای و من ، خیلی باشم یه ادمم

منوببخش اگه فقط میخوام، بشی مال خودم

                        ببخش اگه خیلی کمم، ولی زیادی عاشقت شدم 

شقایقهای همیشه عاشق

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 0:18  توسط علیرضا  |